سلامی طولانی خدمتتون😍😍

 

🌹انواع کلمات لاتینی مربوط ب کتابخانه همراه ترجمه🌸💮

 

The library
کتابخانه

A. Get a library card
کارت کتابخانه را گرفتن

B. Look for a book
کتابی را جستجو کردن

C. Check out a book
کتابی را از کتابخانه گرفتن

D. Return a book
کتابی را دادن

E. Pay a late fine
جریمه تأخیر را پرداختن

 Library clerk
مسئول کنابخانه

Circulation desk
میز تحویل کنابخانه

Library patron
مشتری کتابخانه

Periodicals
فصلنامه ها، گاهنامه ها

Magazine
مجله

Newspaper
روزنامه

Headline
تیتر

Atlas
اطلس جغرافی…

Reference librarian
کتابدار مرجع

Self-checkout
کتاب از طریق دستگاه خودکار امانت گرفتن

Online catalog
فهرست اینترنتی

Picture book
کتاب مصور

Biography
بیوگرافی، زندگی نامه

Title
عنوان

Author
نویسنده

Novel
رمان

Audio book
کتاب صوتی

Videocassette
نوار ویدئو

DVD
دی وی دی

The library

 

پایان🌲

 

 

اطلاعات

دستنامه:نوعی کتاب مرجع یا مجموعه ای از دستورالعمل ها حاوی اطلاعات که بدرد مراجعه سریع می‌خورد. دستنامه ها معمولا به گونه ای سازمان داده می‌شود تا بتوان از آنها به عنوان مرجعی سریع استفاده کرد.                                 انواع دستنامه:دستنامه آردا، هندبوک شیمی و فیزیک سی ار سی. 

سالنامه، سالنما:سالنامه نشریه ای ادواری سالانه ای است که عمده محتوای آن اطلاعات و تحولات سالی است که به پایان رسیده است.گاهی نیز به نشریه سالانه ای گفته می‌شود که شامل تقویم و اطلاعات نجومی است. مترجمان و نویسندگان ادبیات کتابداری فارسی برای سالنامه معادل های تقویم راهنما، تقویم نجومی، سالنما، کتاب سال و گاهنامه را به کار برده اند اصطلاح های Yearbook، Almanac مرتبط است.          آنچه در سالنامه می آید رویدادها و تحولات مهم سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، علمی، فرهنگی، هنری و ورزشی سال پیش است که به صورت روزشمار وقایع، مقاله ها و تفسیرهای گوناگون درباره مسائل داخلی و خارجی، اطلاعات عمومی و دانستنی های مفید و ضروری، اطلاعات آماری، اخبار مصور سال، معرفی گنجینه های علمی، ادبی و هنری، زندگینامه مشاهیر زنده و در گذشتگان سال گذشته ارائه می‌شود. به طور کلی مجموعه ای از دانش روز حادی اخبار و گزارش ها و مقاله ها و تفسیر های معتبر و مستند را تشکیل می دهند.        انواع آن‌:سالنمای دنیا و کتاب واقعیات، سالنمای ریچارد بینوا، سالنمای ویتاکرز، سالنمای آماری یونسکو. 

سرگذشت نامه:سرگذشت نامه به اثری می گویند که حاوی شرح زندگی افراد باشد.در زبان فارسی به آن زندگینامه، شرح حال و بیوگرافی نیز می گویند. سرگذشتنامه ها در میان منابع کتابخانه ای جای در خور توجهی دارند.                                انواع سرگذشتنامه:سرگذشتنامه پژوهشی، سرگذشتنامه اطلاعاتی، سرگذشتنامه انتقادی، سرگذشتنامه تفسیری.

دانشنامه:مجموعه نوشتاری جامع و فشرده ای است که شامل اطلاعاتی درباره ی همه ی شاخه های دانش یا شاخه ی مشخصی از دانش است.                                                      انواع دانشنامه:دانشنامه ایرانیکا، دانشنامه دانش گستر، دانشنامه آریانیکا، دانشنامه جهان اسلام.

راهنما:فهرستی از افراد یا سازمان ها عرضه میکند.                 انواع:راهنمای محلی، راهنمای ملی

منابع جغرافیایی:منابع جغرافیایی به دلیل ویژگی و تنوعی که دارد در میان منابع اطلاع رسانی، مقوله ای چداگانه را تشکیل می دهد به طور کلی منابع جغرافیایی دارای تصویر و به خصوص نقشه است و به منظور درک بهتر مطالب این نقشه ها و گاه تصاویر به صورت رنگی چاپ می‌شود. 

واژه نامه

نوشتن یک فرهنگ لغت ... کارکردن از بیانات معتبر در مورد" معانی واقعی "کلمات نیست، بلکه یک وظیفه ضبط کردن ، به بهترین توانایی یک فرد، چه کلمات متفاوتی برای نویسندگان در دوران است اگرچه، برای مثال، ما یک فرهنگ لغت را در سال 1890 یا حتی در 1919 به دست آوردیم، می توانستیم بگوییم که کلمه «پخش» به معنی «پخش» است، برای پراکنده شدن "(بذر، به عنوان مثال)، اما ما نمی توانستیم تعیین کنیم که از سال 1921، رایج ترین معنی کلمه باید" برای پخش پیام های شنیدنی و غیره، با انتقال رادیویی "تبدیل شود." بنابراین توجه به فرهنگ لغت به عنوان "اقتدار"، این است که نویسنده فرهنگ لغت را با هدایتی از نبوت که به هیچ وجه او و هیچ کس دیگری نباشد، اعتبار دهیم. در انتخاب کلمات ما هنگامی که ما صحبت می کنیم یا می نویسیم، می توانیم از طریق مدارک تاریخی که ما ارائه می دهیم هدایت شود با استفاده از فرهنگ لغت، اما ما نمی توانیم آن را محدود کنیم. به دنبال یک "هود"، معمولا باید پانصد سال پیش یک راهب را پیدا کرد؛ امروز ما یک موتور خودرو پیدا می کنیم. "
(SI Hayakawa، زبان در اندیشه و عمل ، 1978)" فرهنگ لغت یک رصدخانه است، نه یک سالن کنفدراسیون".
(نسبت به استفن فرای)"مفهوم آشنا که یک کلمه از زبان انگلیسی وجود دارد تنها در صورتی که" در فرهنگ لغت "وجود داشته باشد نادرست است. کلمه ای وجود دارد که مردم از آن استفاده کنند اما این کلمه ممکن است در یک فرهنگ لغت خاص منتشر شده در یک زمان خاص ظاهر شود زیرا این خیلی جدید است یا بیش از حد تخصصی و یا بیش از حد محلی است و یا بیش از حد محدود به یک گروه اجتماعی خاص برای آن را در آن نسخه از فرهنگ لغت. "
(RL Trask، ذهن Gaffe! هارپر، 2006)" واژهنامهها ، اما از کلمات کلیدی که قبلا توسط استفاده استفاده شده، قانونی شده است. جامعه، کارگاه است که در آن موارد جدید مشخص شده است."
(توماس جفرسون، نامه ای به جان آدامز، 15 اوت 1820)اولین دیکشنری انگلیسی"بسیاری از مردم به اشتباه اعتبار [ساموئل] جانسون را با نوشتن اولین فرهنگ لغت انگلیسی اعتبار می کنند. این دستاورد متعلق به یک مرد به نام کاوردی است، که 150 سال قبل از جانسون، جدولی را به صورت حروف الفبا منتشر کرد. این فقط 144 صفحه بود و حدود 2500 کلمات متمایز را تعریف کرد کتاب کادری به عنوان عناوین مدرن امروزه به شما کمک می کند تا قبل از حمله به 

دیکشنری

دیکشنری:دیکشنری یا فرهنگ لغت عبارت است از فهرست واژگان به یک یا چند زبان خاص که اغلب به ترتیب حروف الفبا تنظیم شده است که ممکن است شامل اطلاعاتی راجع به  تعاریف،کاربرد،اصطلاحات،تلفظ ها،ترجمه و...باشد به عبارت دیگر دیکشنری یک مرجع لغوی است که روابط متقابل بین داده ها را نشان می دهد.

انواع دیکشنری :

۱.دیکشنری تخصصی:تمایز گسترده‌ای بین فرهنگ لغت های عمومی وتخصصی وجود دارد.فرهنگ لغت های تخصصی به جای طیف کاملی از کلمات در زبان،شامل کلمات در زمینه های تخصصی می‌باشند مانند دیکشنری تخصصی شیمی،دیکشنری تخصصی عمران،دیکشنری حسابداری و... .۲.تک زبانه.۳.چند زبانه.۴.ریشه شناسی:پیشرفت یک کلمه در گذشت زمان را دنبال میکند و نمونه های تاریخی را برای نمایش تغییرات ارائه میدهد.۵.جدولی:با توجه به تعداد حروف گروه بندی کرده تا به افراد کمک کند تا کلمات با طولی مشخص را برای تکمیل معما های جدول پیدا کنند.۶.فرهنگ لغت قافیه ای:در آن کلمات براساس صداهای انتهای خود در یک گروه میگیرند.۷. فرهنگ لغت بصری:تصاویر برای نشان دادن معنای کلمات استفاده میکند.

 

واژه یاب،لغت نامه دهخدا(سرویس جست و جوی واژه با بیش از یک میلیون واژه فارسی،ترکی، عربی،انگلیسی و...)نویسنده:علامه علی اکبر دهخدا ادیب،لغت شناس،سیاست مدار،شاعرایرانی و بنیان گذار لغت نامه دهخدا و از خبره ترین و فعال ترین استادان ادبیات فارسی در روزگار معاصر(۱۹۹جلدی)کتابی جامع شامل شرح و معنی واژگان زبان فارسی(موسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران)

 واژه نامه آنلاین: فرهنگ فارسی معین(محمد معین)لغت نامه آنلاین وبسایت ویا اپیکیشنی است که به صورت اینترنتی خدماتی مربوط به لغت نامه ها و فرهنگ نامه ها را ارائه میدهد مانند سایت لغت نامه آبادیس،در لغت نامه آنلاین شما با وارد کردن هر واژه ای در بخش مشخص شده و زدن دکمه جستجو،به سرعت معنی و توضیحات مربوطه را می توانید مشاهده کنید.

مترجم آنلاین متن:

دیکشنری آبادیس:آبادیس از سال ۱۳۸۵فعالیت خود را در زمینه فناوری اطلاعات آغاز کرد و نخستین پروژه آبادیس،سایت دیکشنری آبادیس بود(آبادیس افزونه ای کاربردی برای مرورگرهای فایرفاکس و کروم،اپیکیشن موبایل و همچنین ربات تلگرام دیکشنری و مترجم طراحی کرده است).لغت نامه دهخدا.فرهنگ معین.فرهنگ فارسی عمید.فرهنگ مترادف ها و متضادها.معادل فارسی کلمه یا به شیوه درست تر برابر پارسی واژه.فرهنگ سره.عبارات دانشنامه اسلامی.دیکشنری نامها.هم خانواده یاب.تصویر مرتبط با کلمه.معنی در حد جدول کلمات متقاطع و...می باشد.

 

 

 

 

سواد اطلاعاتی و کاربرد آن🙂

سواد اطلاعاتی

واژه سواد اطلاعاتی قدمتی بسیار دارد و از تکامل تدریجی برخوردار بوده است سواد در برگیرنده مهارت هایی مورد نیاز برای هر شخص است تا بتواند نقش مناسبی در جامعه ایفا کند ساده ترین تعریفی که برای سواد اراعه شده بود این بود که فرد قادر به خواندن نوشتن و درک زبان بومی خودش باشد اما امروزه یاتوجه به پیشرفت وحجم وسیع اطلاعات و گسترگی ان پراکندگی دانش در حوزه مختلف علم هر فرد نیازمند فراگیری مهارت ها و توانمندی هایی فراتر از سطح سنتی است تا وی در همگامی با این تغییرات و تحولات به ویزه بهره گیری از اطلاعات یاری رساند. شرط موفقیت در این عصربرخورداری از قابلیتهای است که فرد بتواند به واسطه انها به تشخیص نیاز اطلاعاتی بپردازد "از میان انبوه اطلاعات مناسب ترین منبع اطلاعات را برای نیاز خاص خود انتخاب کند اطلاعات موردنیاز خود رامکان یابی و ارزیابی کند و درنهایت مورد استفاده قرار دهد این گونه مهارت و توانایی هایی در عبارت سواد اطلاعاتی  خلاصه میشود

مفهوم ومهارت سواداطلاعاتی تا کنون تعریف هایی متنوع شده اولین بار مفهوم سواد اطلاعاتی توسط زورکوفسکی در سال 1974به کار برده شد 

سواداطلاعاتی باتوجه به تعریف انجمن کتابداری امریکا به مجموعه توانمندی هایی گفته میشه که افراد به کمک ان میتواند زمان نیاز به اطلاعات را تشخیص دهد و به مکان یابی واستفاده موثر از اطلاعات بپردازد

بنابراین باسواد اطلاعاتی به کسی می گویند که زمان نیاز به اطلاعات را تشخیص دهد سپس محیط هایی اطلاعاتی را برسی کند و بهترین منابع اطلاعاتی برای پاسخگویی به نیاز اطلاعاتی و همچنین ایجادراهبرد  یک جستجوی را تشخیص دهد

توانايي‌هاي فني (سواد رايانه‌يي)، توانايي‌هاي ذهني (سواد عمومي يا سنتي) و توانايي‌هاي ارتباطي از انواع توانايي‌هاي مورد استفاده در سواد اطلاعاتي محسوب مي‌شوند، ‌ضمن اينكه توانايي تشخيص نياز اطلاعاتي، شناسايي روش‌هاي دسترسي به اطلاعات، تدوين استراتژي‌هاي لازم براي جست‌وجو، مهارت‌هاي جست‌وجو و دسترسي، توانايي مقايسه و ارزيابي منابع، سازماندهي، کاربرد و برقراري ارتباط و نيز نمايش اطلاعات و مشارکت در ايجاد دانش جديد هفت اصل مهم در سواد اطلاعاتي هستند.

برای دانستن

سازمان یونسکو چنین سواد را تعریف کرده است

اولین تعریف

توانایی خواندن و نوشتن

اولین تعریفی که از سواد در اوایل قرن بیستم ارائه شد، صرفا به توانایی خواندن و نوشتن زبان مادری معطوف بود. طبق این تعریف، فردیبا سواد محسوب می شد که توانایی خواندن و نوشتن زبان مادری خود را داشته باشد.

دومین تعریف

اضافه شدن یاد داشتن رایانه و یک زبان خارجی

در اواخر قرن بیستم، سازمان ملل تعریف دومی از سواد را ارائه کرد. در این تعریف جدید، علاوه بر توانایی خواندن و نوشتن زبان مادری، توانایی استفاده از رایانه و یاد داشتن یک زبان خارجی هم اضافه شد. بدین ترتیب به افرادی که توان خواندن و نوشتن، استفاده از رایانه و صحبت و درک مطلب به یک زبان خارجی را داشتند، باسواد گفته شد. قاعدتا طبق این تعریف بسیاری از دانشجویان و دانش آموختگان دانشگاهی کشور ما بیسواد محسوب می شوند چون دانش زبان خارجی بیشتر افراد کم است.

سومین تعریف

اضافه شدن 12 نوع سواد

سازمان ملل در دهه دوم قرن 21، باز هم در مفهوم سواد تغییر ایجاد کرد. در این تعریف سوم کلا ماهیت سواد تغییر یافت. مهارت هایی اعلام شد که داشتن این توانایی ها و مهارت ها مصداق باسواد بودن قرار گرفت. بدین ترتیب شخصی که در یک رشته دانشگاهی موفق به دریافت مدرک دکترا می شود، حدود 5 درصد با سواد است. این مهارت ها عبارت اند از :

1- سواد عاطفی: توانایی برقراری روابط عاطفی با خانواده و دوستان.

2- سواد ارتباطی: توانایی برقراری ارتباط مناسب با دیگران و دانستن آداب اجتماعی.

3- سواد مالی: توانایی مدیریت مالی خانواده، دانستن روش های پس انداز و توازن دخل و خرج.

4- سواد رسانه ای: این که فرد بداند کدام رسانه معتبر و کدام نامعتبر است.

5- سواد تربیتی: توانایی تربیت فرزندان به نحو شایسته.

6- سواد رایانه ای: دانستن مهارت های راهبری رایانه.

7- سواد سلامتی: دانستن اطلاعات مهم درباره تغذیه سالم و کنترل بیماری ها.

8- سواد نژادی و قومی: شناخت نژادها و قومیت ها بر اساس احترام و تبعیض نگذاشتن.

9- سواد بوم شناختی: دانستن راه های حفاظت از محیط زیست.

10- سواد تحلیلی: توانایی شناخت، ارزیابی و تحلیل نظریه های مختلف و ایجاد استدلال های منطقی بدون تعصب و پیش فرض.

11- سواد انرژی: توانایی مدیریت مصرف انرژی.

12- سواد علمی: علاوه بر سواد دانشگاهی، توانایی بحث یا حل و فصل مسائل با راهکارهای علمی و عقلانی مناسب.

از آن جا که با سواد بودن به یادگیری این مهارت ها وابسته شد، قاعدتا سیستم آموزشی کشورها هم باید متناسب با این مهارت ها تغییر رویه می داد که متاسفانه فعلا سیستم آموزشی کشور ما، هنوز هیچ تغییری در زمینه آموزش مهارت های فوق نکرده است.

جدید ترین تعریف

علم با عمل معنا می شود

با این حال و به تازگی «یونسکو» یک بار دیگر در تعریف سواد تغییر ایجاد کرد. در این تعریف جدید، توانایی ایجاد تغییر، ملاک با سوادی قرار گرفته است یعنی شخصی با سواد تلقی می شود که بتواند با استفاده از خوانده ها و آموخته های خود، تغییری در زندگی خود ایجاد کند. در واقع این تعریف مکمل تعریف قبلی است زیرا صرفا دانستن یک موضوع به معنای عمل به آن نیست. در صورتی که مهارت ها و دانش آموخته شده باعث ایجاد تغییر معنادار در زندگی شود، آن گاه می توان گفت این فرد انسانی با سواد است.

سلام خدمت دانشجویان عزیز😍

صرفا ضمن آشنا شدن تعدادی از همکلاسی های عزیزم با زبان کردی   و    همچنین احترام افتخار گویش ماردی 🔈🔉🔊

⬇⬇⬇

⬇⬇⬇⬇

اسامی كردی همراه معنی فارسی

 

  1. ئاسو (افق)
  2. ئاکام (عاقبت، سرانجام)
  3. ئاکو (قلهٔ کوه)
  4. ئاگرین (آتشین، نام یک کوهستان)
  5. ئامانج (آماج، هدف)
  6. ئاوات (امید)
  7. ئارتین (شعله‌ و گرمای آتش)
  8. ئازا (دلاور، همریشه با آزاد)
  9. باگرو (تندباد)
  10. باهوز (گردباد)
  11. بارزان (نام منطقه‌ای در کردستان عراق)
  12. به‌لین (پیمان)
  13. به‌هیز (نیرومند)
  14. به‌رزان (بلندپایه)
  15. به‌رهه‌م (ثمره‌)
  16. به‌تین (آتشین)
  17. بلیسه‌ (شعله، اخگر)
  18. بلیمه‌ت (دلاور)
  19. بروسک (جرقه)
  20. بروا (ایمان)
  21. بریار (تصمیم)
  22. بوران (بوران، اصل این واژه را مغولی دانسته‌اند)
  23. چیا (کوهستان بلند)
  24. چومان (نام رودی مرزی در باختربانه)
  25. دالاهو (کوهی در کردستان)
  26. دانیار (بخشنده‌)
  27. ده‌رسیم (منطقه درسیم در ناحیه کردستان ترکیه)
  28. دیار (دیار، پیدا)
  29.  دیاكو(دیاکو، بنیادگذار دودمان ماد)
  30. دیمه‌ن (چشم‌انداز)
  31. ئه‌گید (دلاور)
  32. ئه‌له‌ند (تیغ آفتاب، نخستین پرتو بامدادی خورشید)
  33. ئه‌رده‌لان (  اردلان)
  34. ئه‌رده‌وان ( اردوان)
  35. ئه‌ژده‌ر ( اژدر)
  36. ئه‌ویندار (عاشق)
  37. فه‌رهاد ( فرهاد)
  38. فریا (نجات، «همریشه با واژه فریاد»)
  39.  گوران(نام شاخه‌ای از کردان)
  40. گووه‌ند (نوعی رقص کردی)
  41. هاوری (همراه)
  42. هاوراز (همراز)
  43. هه‌لمه‌ت (هجوم ناگهانی، دگرگون‌شده‌ واژه عربی حَملة)
  44. هه‌ژار (ندار و فقیر)
  45. هیمن (متین)
  46. هه‌لکه‌وت (فراز-رونده، چیره)
  47. هه‌لو (آله، عقاب)
  48. هه‌ورام ( اورمانی، شاخه‌ای از کردان)
  49. هه‌وراز (فراز و نشیب)
  50. هیژا (گرامی، محترم)
  51. هیرش ( یورش: اصل این واژه مغولی است)
  52. هیوا (امید)
  53. هوزان (آوازه‌خوان)
  54. هیدی (آرام)
  55. هه‌ندرین (نام کوهستانی در کردستان)
  56. هوگر (علاقه‌مند)
  57. ژاوه‌رو ( ژاورود)
  58. ژوان (گفتگوی عاشقانه‌)
  59. ژیر (هوشمند، («همریشه با واژه زیرک»)
  60. ژیله‌مو (اخگر)
  61. ژیوار (تمدن)
  62. ژیهات (کاردان، ماهر)
  63. کاروخ (نام کوهستانی در کردستان)
  64. کازیوه‌ (پگاه)
  65. کارزان (کاردان)
  66. لاس (گونه‌ای درخت سخت‌چوب، از شخصیت‌های داستان لاس و خزال)
  67. لاوچاک (جوان خوش‌سیما و درستکار)
  68. لیزان (وارد و کاردان)
  69. مانشت(کوهی زیبا در ایلام)
  70. مه‌ردوخ ( نام خدای سومری و بابلی)
  71. مه‌ریوان ( مریوان)
  72. نه‌به‌ز (تسلیم‌ناپذیر، نستوه)
  73. نه‌هروز نوروز)
  74. نه‌وشیروان ( انوشیروان)
  75. نه‌که‌روز (نام کوهی در جنوب غربی سقز)
  76. نچیروان (نخچیربان، شکاربان)
  77. په‌ژار (افسرده‌دل)
  78. په‌شیو (هراسان و افسرده‌دل «همریشه با پژمان»)
  79. پشتیوان (پشتیبان)
  80. پشکو (شکوفه‌)
  81. رامان (در شگفت بودن، تحیر)
  82. رامیار (چوپان)
  83. ریبوار (رهگذر)
  84. ریوان (رهگذر)
  85. ریباز (راه و شیوه)
  86. ریناس (رهشناس)
  87. ربین -- ر کسره دار رهشناس ، دورنگر، راهبین ، دوراندیش ، آینده نگر)
  88. ریبین (دورنگر، راهبین)
  89. ریزان (وارد، ماهر)
  90. رزگار (رستگار، آزاد)
  91. ساکار (پاک و ساده)
  92. سه یوان( کوهی در ایلام)
  93. سه‌ردار ( سردار)
  94. سه‌رکه‌وت ( پیروز)
  95. سمکو (کوتاه و دگرگون‌شده واژه‌ سامیاسماعیل)
  96. سیروان(نام رودی در کردستان)
  97. شا هو (نام کوه)
  98. شه‌مال (توفان)
  99. شیرکو (احتمالاً شیر کوهستان)
  100. شوان (شبان، چوپان)
  101. تیریژ (پرتو، فروغ)
  102. وریا (هوشیار)
  103. خه‌بات (مبارزه‌، از مصدر خه‌بتین: مبارزه‌ کردن، برخی منابع ریشه آن را دانسته‌اند).
  104. زاگروس (زاگرس)
  105. زال (حکمران، چیره)
  106. زانا (دانا)
  107. زانیار (دانشور)
  108. زمناکو (نام کوهستانی در کردستان)
  109. زوران (تلاش، کشتی)
  110. زریان (نام یک نوع باد)
  111. زه‌رده‌شت

 سردشت(نام شهری در کردستان ایران)

نام‌های دختران

  1. ئاڤان (نام کوهستانی در کردستان)
  2. ئاڵێ (دختر مو بور)
  3. ئالا (بیرق، پرچم)
  4. ئالان (نام کوهستانی در کردستان)
  5. ئاسکی (از واژه‌ "ئاسک" به‌ معنی آهو)
  6. ئاونگ (شبنم)
  7. به‌یان (بامداد)
  8. به‌فرین (برفی)
  9. به‌ناز (نازدار)
  10. بیخال (نام کوهستانی در کردستان)
  11. پرشنگ (اشعه خورشید-پرتو)
  12. جوان (زیبا)
  13. چاوجوان (زیباچشم)
  14. چاوره‌ش (سیه‌چشم)
  15. چنور (نام گلی خوشبو)
  16. چرو (غنچه‌)
  17. چیمه‌ن (سبزه‌ و طبیعت)
  18. چوپی (نوعی رقص کردی)
  19. دیلان (نوعی رقص کردی)
  20. دلنیا (دلگرم و مطمئن)
  21. دلووان (مهربان)
  22. دیانا (نام شهری در کردستان عراق)
  23. دیمه‌ن (چشم‌انداز)
  24. ئه‌سرین (اشک)
  25. ئه‌ستیره‌ (ستاره)
  26. ئه سمه ر( گندمگون)
  27. ئه‌وین (مهر، عشق)
  28. فرمیسک (اشک)
  29. فینک (خنک و دلچسب)
  30. گلاره(چشم)
  31. گه‌لاویژ (ستاره شباهنگ)
  32. گولاله‌ (لاله‌)
  33. گزنگ (پرتو خورشید)
  34. کالێ (دختر چشم آبی با گیسوان طلایی)
  35. کانی (چشمه)
  36. که‌ژال (آهو، گونه‌ای از واژه خه‌زال=غزال)
  37. کویستان (كوهستان)
  38. کوردستان (كردستان)
  39. میدیا (سرزمین ماد)
  40. مزگین (مژده)
  41. مه‌هاباد ( مهاباد)
  42. نازار(دوست داشتنی)
  43. نه‌شمیل (خرامان)
  44. نه‌رمین (دلپذیر، مهربان)
  45. نه‌خشین (آراسته‌، دارای نقش و نگار)
  46. نیاز ( دعا)
  47. نیان (لطیف، دلپذیر)
  48. نیشتمان (میهن)
  49. روژ (خورشید)
  50. روژین (خوروَش)
  51. روناک (روشنا)
  52. ریژنه‌ (باران تند در هنگام آفتاب)
  53. سه‌ما (رقص، سماع)
  54. سروشت (طبیعت)
  55. سروه‌ (نسیم)
  56. سوکار (نام کوهستانی در کردستان)
  57. سوما:روشنایی
  58. شیلان ( نسترن)
  59. شلیر (۱. سوسن ۲. لاله)
  60. شوخان (شوخ و شنگ)
  61. شنه‌ (نسیم آرام و دلپذیر بهاری)
  62. شه‌پول (موج، آبخیز)
  63. ته‌نیا (تنها)
  64. تریفه‌ (نور مهتاب)
  65. تیروژ (پرتو خورشید)
  66. تارا (ستاره، اصل این واژه  هندی است که به متون قدیمی فارسی و کردی راه یافته)
  67. ڤیان (عشق)
  68. خه‌زال (غزال)
  69. خوزگه‌ (آرزو، حسرت)
  70. خوناو (باران آهسته و دلپذیر)‌
  71. زه‌ینو ( زینب)
  72. زین (نام دختری در یکی از منظومه‌های عاشقانه‌ کردی، دگرگون‌شده زینب)
  73. هاوین (تابستان)
  74. هه‌لاله‌ (لاله)
  75. هیرو (گل ختمی)

واژه نامه دهخدا

⭕​​​​​​چاپ و نشرلغت نامه 

لغت نامه بزرگ دهخدا که در شانزده جلد به چاپ رسیده است،شامل شرح و معنی واژگان آثار ادبی و تاریخی زبان فارسی است.این لغت نامه ، بزرگ ترین و مهم ترین اثر دهخدا است ، که بیش از چهل سال از عمر او، صرف آن شد. لغت نامه دهخدا، معانی،تفاسیر،وشروح تاریخی چندی از واژه های عربی را نیز داراست.

این لغت نامه در سال ۱۳۱۹ شمسی،درچاپخانه بانک ملی شروع و یک جلد آن در ۴۶۸ صفحه چاپ شد؛ولی به علت جنگ جهانی دوم و ارتباط دامنه آن با ایران، چاپ آن متوقف شد. 

در۲۵ دی ماه سال ۱۳۲۴مجلس شورای ملی به پیشنهاد جمعی از نویسندگان، هزینه چاپ آن را پذیرفت که از آن موقع با همکاری گروهی از دانشمندان با علی اکبر دهخدا،در یادداشت برداری،ترجمه،تدوین و تألیف مطالب،اولین جلد آن در ۵۰۰۰ صفحه در سال ۱۳۲۵منتشر و از آن به بعد در جزوه های ۱۰۰ صفحه ای چاپ شد.بعد از آن دانشگاه تهران این وظیفه را برعهده گرفت و چاپخانه دانشگاه به تنهایی عهده دار چاپ شد که هم اکنون هم ادامه دارد. گفتنی است که نام تمام کسانی که در تالیف لغت نامه همکاری داشته اند در تکمله مقدم آمده است.

محل فعلی موسسه لغت نامه دهخدا در شمیران،جنب باغ فردوس است.این‌ موسسه توانسته لغت نامه دهخدا را در ۲۲۲ جزوه شامل ۲۷۰۰۰ صفحه چاپ کند و در اختیار علاقه مندان قرار دهد.

 

⭕ساختار لغت نامه 

مهم ترین و اساسی ترین اثر دهخدا بنظر برخی مهم ترین اثر نویسندگی معاصر است.بیشتر شهرت و احترامی که دهخدا دارا است، به سبب همین لغت نامه است.همه لغات فارسی و محلی،نام شهرها و روستاها و کلمات علمی و شاخص،حتی لغات عربی را می توان در لغت نامه دهخدا یافت.در جلوی هر کلمه معانی لغوی آن،موارد استعمال،طرز تلفظ صحیح،اشعاری در رابطه با آن و بسیاری اطلاعات دیگر درباره لغت قرار دارد. 

دهخدا ۵۰ سال، یعنی بیشتر عمر خود را صرف آن کرد.وی نزدیک به چهار میلیون فیش برای بنیان این کار جمع آوری کرده است.

​دهخدا در سال ۱۳۲۴هجری شمسی میلیون ها فیشی را که در تهیه لغت فراهم کرده بود،توسط مجلس شورای ملی به ملت ایران هدیه کرد و مجلس نیز قانون را تصویب کرد که این میراث عظیم چاپ شود.

کار هماهنگی و مدیریت لغت نامه به وصیت خود دهخدا برعهده دکتر محمد معین گذاشته شد.پس از فوت دکتر معین نیز این کار به وسیله دکتر سید جعفر شهیدی و دکتر دبیر سیاقی و دیگران دنبال شد و به پایان رسید.تا زمانی که دهخدا زنده بود ۴۲۰۰ صفحه از لغت نامه تهیه شده بود؛درحالی که لغت نامه ای که امروز وجود دارد در ۵۰ جلد و ۲۶هزار صفحه به چاپ رسیده است.

 

⭕ویژگی های لغت نامه 

لغت نامه در حدود ۲۰۰هزار عنوان لغت دارد. بیشتر این لغت ها، مستند به شاهد های متعدد است.

علامه دهخدا از آوردن این شواهد گوناگون از نظم‌ و نثر،علاوه بر روشن ساختن معنی لغت دو نکته دیگر را در نظر داشت:

۱.سیر تاریخی تحول کلمه نشان داده شود 

۲. تحول معنی آن در طول تاریخ زبان دری روشن شود.

ترکیبات لغات در لغت نامه آمده و برای بیان لفظ هر کلمه، در جلد آن، حروف حرکت دار به کار رفته است.

در این کتاب تصور گیاهان و حیوانات،افراد، نقشه اماکن، جدول ها، آمارهای اقتصادی و الفبای ملت های مختلف در برابر لغت های مربوطه، آورده شده است.

 

 

 

 

 

​​​​​​

​​​​​

​​​​

 

 

 

 

دیکشنری و واژه نامه الکترونیک

 دیکشنری در فرهنگ لغت یا دیکشنری دریک تعریف  مختصر - یک کتاب مرجع است که حاوی معنی کلمات در لیست الفبایی و اطلاعات مربوط است.

 

  دیکشنری تک زبانه

یک فرهنگ لغت تک زبانه از یک زبان برای کلمات و تعاریف آنها استفاده می کند. برای مثال دیکشنری انگلیسی به انگلیسی longman و غیره.

 

دیکشنری دو زبانه

این فرهنگ لغت به دو زبان معنی کلمات را در اختیار ما قرار می دهد. مانند دیکشنری های انگلیسی به فارسی و غیره.

 

دیکشنری چند زبانه

این فرهنگ لغت معنی کلمات را در چند زبان مختلف در اختیار ما قرار می دهد. برای مثالدیکشنری آلمانی به فارسی و انگلیسی که معنی لغات آلمانی را به طور همزمان هم به فارسی و هم به انگلیسی در اختیار ما  قراردارد.

 

 دیکشنری انواع مختلفی دارد .

1دیکشنری چاپ

2دیکشنری الکترونیک

 دیکشنری الکترونیک به دلیل تلفظ واژگان  به دو زبان آمریکایی،و بریتانیایی بیشتر مورد توجه مردم قرار گرفته

کاربرد دیکشنری..

1پیدا کردن معنی واژگان به انگلیسی یا فارسی.

2یادگیری تلفظ واژگان

3یادگیری املاو دیکته واژگان

4مترادف و متضاد واژگان را نشان میدهد

5یادگیری گرامر.

تعریف لغت نامه: واژه نامه یک لیست الفبایی از اصطلاحات تخصصی با تعاریف آنها است.

واژه نامه: واژه نامه به فهرست واژه هایی که در انتهای کتاب ها می آیند گفته می شوند که معادل واژه glossary در زبان انگلیسی است.

ویلیام هورتون می گوید: واژه نامه خوب می تواند شرایط ، ضرب المثل های اختصاری را تعریف کند ومارا شرمنده از اشتباهاتی که از شیوه های انتخاب شده ما صرف میکند را نجات می دهد.

                          لغت نامه معین: 

فرهنگ لغت ، لغت نامه یا فرهنگ نامه کتابی است که در آن معانی واژه های یک زبان معین با توضیحات مربوط به ریشه شان ، تلفظ شان، یا اصطلاحات دیگر مربوط به آنها به ترتیب حرف الفبایی همان زبان گرد آوری می شوند.

                            فرهنگ فارسی معین

​​​​فرهنگ معین یکی از فرهنگ های مهم واژگان فارسی است. نویسنده این فرهنگ دکتر محمد معین بوده وناشر آن انتشارات امیر کبیر است. این فرهنگ نامه اولین بار در سال ۱۳۵۰ پس از فوت دکتر معین با همت مرحوم دکتر جعفر شهیدی چاپ گردید فرهنگ معین در شش جلد تدوین شده وبارها در ایران به چاپ رسید. فرهنگ(متوسط) معین شامل بخش های زیر می باشد:

1: بخش لغات         2: بخش ترکیبات خارجی

بطور کلی با استفاده از فرهنگ معین می توان اطلاعاتی از واژگان و اصطلاحات فارسی ( ایرانی، عربی، ترکی، مغولی، هندی و واژگان زبان اروپایی مستعمل در فارسی) اعم از فصیح و عامیانه پی برد واز تلفظ، معرفت بر ریشه و وجه اشتقاق وترکیبات کلمات آگاهی یافت.

فرهنگ نامه

تعریف لغت نامه: واژه نامه یک لیست الفبایی از اصطلاحات تخصصی با تعاریف آنها است.

واژه نامه: واژه نامه به فهرست واژه هایی که در انتهای کتاب ها می آیند گفته می شوند که معادل واژه glossary در زبان انگلیسی است.

ویلیام هورتون می گوید: واژه نامه خوب می تواند شرایط ، ضرب المثل های اختصاری را تعریف کند ومارا شرمنده از اشتباهاتی که از شیوه های انتخاب شده ما صرف میکند را نجات می دهد.

                          لغت نامه معین: 

فرهنگ لغت ، لغت نامه یا فرهنگ نامه کتابی است که در آن معانی واژه های یک زبان معین با توضیحات مربوط به ریشه شان ، تلفظ شان، یا اصطلاحات دیگر مربوط به آنها به ترتیب حرف الفبایی همان زبان گرد آوری می شوند.

                            فرهنگ فارسی معین

​​​​فرهنگ معین یکی از فرهنگ های مهم واژگان فارسی است. نویسنده این فرهنگ دکتر محمد معین بوده وناشر آن انتشارات امیر کبیر است. این فرهنگ نامه اولین بار در سال ۱۳۵۰ پس از فوت دکتر معین با همت مرحوم دکتر جعفر شهیدی چاپ گردید فرهنگ معین در شش جلد تدوین شده وبارها در ایران به چاپ رسید. فرهنگ(متوسط) معین شامل بخش های زیر می باشد:

1: بخش لغات         2: بخش ترکیبات خارجی

بطور کلی با استفاده از فرهنگ معین می توان اطلاعاتی از واژگان و اصطلاحات فارسی ( ایرانی، عربی، ترکی، مغولی، هندی و واژگان زبان اروپایی مستعمل در فارسی) اعم از فصیح و عامیانه پی برد واز تلفظ، معرفت بر ریشه و وجه اشتقاق وترکیبات کلمات آگاهی یافت.

واژه نامه دهخدا

انواع لغت نامه

مترادف لغت نامه: فرهنگ، قاموس، واژگان، واژه نامه

تاکنون فرهنگ لغات متعددی در ایران نوشته شده‌است. از مهم‌ترین فرهنگ‌های یک‌زبانهٔ فارسی، به ترتیب تاریخ تألیف، می‌توان به این‌ها اشاره کرد:

لغت فرس

فرهنگ قَوّاس

فرهنگ وفائی

فرهنگ تحفةالاحباب

فرهنگ میرزا ابراهیم

مؤیدالفضلا

فرهنگ سُروری

فرهنگ جهانگیری

فرهنگ جعفری

برهان قاطع

فرهنگ رشیدی

فرهنگ شعوری

فرهنگ عباسی

غیاث‌اللغات

برهان جامع

فرهنگ انجمن‌آرای ناصری

فرهنگ ناظم‌الاطبا

فرهنگ معیار جمالی

فرهنگ آنندراج

فرهنگ نظام

فرهنگ نوبهار

لغت‌نامهٔ دهخدا

فرهنگ فارسی عمید

فرهنگ فارسی معین

فرهنگ سخن

فرهنگ جامع زبان فارسی

فرهنگ موضوعی فارسی

 

چند نمونه از آنها:

لُغَتِ فُرْسْ یا فرهنگ اسدی: نام واژه‌نامهٔ مهم و قدیمی‌ای است که اسدی طوسی  شاعر سرشناس سدهٔ پنجم هجری آن را تألیف کرده‌است

 

فرهنگ قوّاسواژه‌نامه‌ای فارسی به فارسی است که به دست فخرالدین مبارک‌شاه غزنوی مشهور به فخر قواس یا فخر کمانگر (متوفی ۷۱۶ هـ. ق) نوشته شده‌است. این فرهنگ یکمین فرهنگ یک‌زبانهٔ فارسی است که در هند تألیف شده و به احتمال، پیش از ۶۹۹ هـ. ق نگارش شده‌است. واژه‌ها در این فرهنگ بر اساس موضوع گردآوری شده‌اند که شامل پنج بخش می‌شوند و به همین جهت به فرهنگ پنج بخشی نیز معروف بوده. بیشتر درآیه‌های این فرهنگ از لغت فرس اخذ شده‌است. این فرهنگ تعدادی لغات ‫مصحفّی دارد.

 

فرهنگ وفائی: فرهنگ لغت فارسی به فارسی است که در سال ۹۳۳ ه.ق توسط حسین وفائی تألیف شده‌است. این کتاب در زمان شاه طهماسب صفوی نوشته شده‌است و در زمرهٔ فرهنگ‌های کمیاب فارسی قرار می‌گیرد. نسخهٔ خطیِ این کتاب هم‌اکنون در کتابخانهٔ دانشگاه علیگر هند نگهداری می‌شود

 

لغت‌نامه دهخداشامل بخش بزرگی از واژگان ادبی زبان فارسی، با معنای آن‌ها و نیز کاربردشان در شعرها است. با وجود این، این لغت‌نامه فاقد بخش اعظم واژگان علمی و فنی فارسی است که بیشتر در دهه‌های پس از تألیف لغت‌نامه به حوزهٔ زبان فارسی وارد شدند. نسخهٔ چاپی فعلی لغت‌نامه ۶۷۲۶۵ صفحهٔ سه‌ستونیِ قطع رحلی با حروف ریز دارد.در چاپ دوم از دوره جدید که به صورت ۱۵ جلد لغت نامه و یک جلد مقدمه به صورت رحلی چاپ شده ۲۳۹۱۱ صفحه است.

 

فرهنگ فارسی عمید: معروف به فرهنگ عمید، یک فرهنگ لغت یک‌زبانهٔ فارسی به فارسی تألیف حسن عمید است که در دو جلد به چاپ رسیده‌است. این فرهنگ شامل واژه‌های فارسی، لغات عربی، اروپایی و ترکی به‌کاررفته در زبان فارسی است که به همراه اصطلاحات ادبی و علمی تألیف شده‌است. حسن عمید در سال ۱۳۳۲ واژه‌نامه‌ای را به نام فرهنگ نو تکمیل و منتشر نمود که جلد اول آن در سال ۱۳۰۸ خورشیدی به چاپ رسیده بود. اما فرهنگ فارسی عمید نخستین بار در سال ۱۳۳۵ در ۹۳۶ صفحه با قطع کوچک چاپ شد. بعد از گذشت ده سال، این فرهنگ، همراه با اصلاحات و افزودن واژه‌های بیشتر، در سال ۱۳۴۲ و در ۱۱۱۴ صفحه، با سرمایهٔ کتابخانهٔ ابن‌سینا دوباره به چاپ رسید

 

فرهنگ موضوعی فارسی با عنوان کاملِ فرهنگ موضوعیِ فارسی (راهنمای واژه‌یابی)یک فرهنگ  یک‌زبانهٔ فارسی‌به‌فارسی تألیف بهروز صفرزاده است. این فرهنگ گنجینهٔ دسته‌بندی‌شده و مقوله‌بندی‌شده‌ای از ۳۵٬۰۰۰ واژه و اصطلاح رایجِ فارسی امروز است که در قالبِ ۲۲ فصل و ۱۲۵۰ مقوله آمده‌اند. در این فرهنگ، واژه‌ها براساس موضوع و روابطِ معنایی شان مرتب شده‌اند، نه براساس ترتیب الفبایی. مثلاً اگر مراجعه‌کننده بخواهد فهرستی از رنگ‌ها، میوه‌ها، پارچه‌ها، شیرینی‌ها، داروها، و بسیاری مقوله‌های دیگر را ببیند، در این کتاب به‌سادگی آن را می‌یابد. اگر به‌دنبالِ واژه یا اصطلاحی برای بیانِ فلان مفهوم می‌گردد ولی آن را نمی‌یابد، این کتاب می‌تواند به او کمک کند

منبع : ویکی پدیا

فرهنگ موضوعی فارسی

فرهنگ موضوعی فارسی با عنوان کاملِ فرهنگ موضوعیِ فارسی (راهنمای واژه‌یابی)، یک فرهنگ لغت یک‌زبانهٔ فارسی‌به‌فارسی تألیف بهروز صفرزاده است. این فرهنگ گنجینهٔ دسته‌بندی‌شده و مقوله‌بندی‌شده‌ای از ۳۵٬۰۰۰ واژه و اصطلاح رایجِ فارسی امروز است که در قالبِ ۲۲ فصل و ۱۲۵۰ مقوله آمده‌اند. در این فرهنگ، واژه‌ها براساس موضوع و روابطِ معنایی‌شان مرتب شده‌اند، نه براساس ترتیب الفبایی. مثلاً اگر مراجعه‌کننده بخواهد فهرستی از رنگ‌ها، میوه‌ها، پارچه‌ها، شیرینی‌ها، داروها، و بسیاری مقوله‌های دیگر را ببیند، در این کتاب به‌سادگی آن را می‌یابد. اگر به‌دنبالِ واژه یا اصطلاحی برای بیانِ فلان مفهوم می‌گردد ولی آن را نمی‌یابد، این کتاب می‌تواند به او کمک کند.

یکی از ویژگی‌های بی‌سابقهٔ این فرهنگ ذکرِ چشم‌گیرِ همایندهای واژه است؛ یعنی واژه‌های هم‌نشینی که معمولاً همراهش به‌کار می‌روند. مثلاً برای واژهٔ زندگی این همایندها آورده شده‌است: محلِّ/ مشکلاتِ/ مراحلِ/ وسایلِ/ پایانِ/ هدفِ زندگی/زندگیِ اجتماعی/ شخصی/ خصوصی/ زناشوییی /پیشرفت/ ترقی/ موفقیت/ شکست/ خوش‌بختی در زندگی  مؤلف در این فرهنگ، برای روشن شدنِ مفاهیم، از ۵۰٬۰۰۰ مثال بهره برده‌است. فرهنگ موضوعیِ فارسی جمعاً شامل ۲۰۸۰ صفحه است و در یک جلد، بر روی کاغذ شصت‌گرَمی و با جلدِ سخت (گالینگور)چاپ شده‌است. این فرهنگ برای عموم فارسی‌زبانان و فارسی‌دانان، با هر سطحی از تحصیلات تخصصی، قابل‌استفاده است. این فرهنگ حاصل ده سال کار مداوم مؤلف آن است.

دیکشنری آنلاین (آبادیس)

دیکشنری (Dictionary)

که گاهی اوقات به عنوان یک واژه نامه، فرهنگ لغت، لغت نامه یا فرهنگنامه شناخته می شود، مجموعه ای از کلمات در یک یا چند زبان خاص است، که اغلب بر اساس حروف الفبا مرتب سازی می شود، و ممکن است شامل اطلاعاتی در مورد تعاریف، کاربردها، ریشه شناسی، تلفظ، ترجمه، و غیره باشد. واژه نامه کتابی است که معانی لغات یک زبان در آن توضیح داده شده باشد. واژه ها به صورت حروف الفبا مرتب شده اند و معمولاً املا و تلفظ و معنای هر کلمه ذکر شدە است. فرهنگ لغات در یک رشته خاص، معمولاً حاوی معانی هر واژه است. اگرچه تصور می شود که دیکشنری فقط با واژه ها سر و کار دارد ولی دامنه پوشش آن اغلب می تواند از این هم فراتر برود.

دیکشنری آنلاین

دیکشنری آنلاین (Online Dictionary) وب سایت و یا اپلیکیشنی است که به صورت اینترنتی خدماتی مربوط به دیکشنری ها و فرهنگنامه ها را ارائه می دهد. مانند سایت دیکشنری آبادیس. در دیکشنری آنلاین شما با وارد کردن هر واژه ای در بخش مشخص شده و زدن دکمه جستجو، به سرعت معنی و توضیحات مربوطه را می توانید مشاهده کنید.

مثال دیکشنری ابادیس ، دیکشنری fastdic یکی از بهترین دیکشنری انگلیسی بە فارسی کە دارای ۲۰۰ هزار واژە و بیش از ٤ هزار نمونە جملە جهت درک فهم واژگان با ترجمەی انهاست ودارای مترجم متن انلاین کە بە مترجم گوگل متصل است.

دیکشنری آبادیس

دیکشنری آبادیس مجموعه از چندین دیکشنری، فرهنگ لغت و دانش نامه می باشد که بیشتر نیازهای علم آموزان را در این زمینه برا آورده می کند. این مجموعه بیش از 3 میلیون واژه و عبارت را به همراه معنی، توضیحات و تلفظ در بر می گیرد.
برای استفاده از آن باید به اینترنت متصل باشید. بانک اطلاعات این مجموعه بر روی سرورهای قدرتمند قرار گرفته است. این امکان سبب شده حجم نرم افزار نصب شده بر روی موبایل شما بسیار پایین و سرعت جستجو در آن بالا باشد.

آبادیس از سال 1385 فعالیت خود را در زمینه فن آوری اطلاعات آغاز کرد. نخستین پروژه آبادیس، سایت دیکشنری آبادیس بود. دیکشنری آنلاین آبادیس از ابتدا تاکنون تغییرات بسیاری کرده و ویژگی های مختلفی به آن اضافه شده است. آبادیس افزونه ای کاربردی برای مرورگرهای فایرفاکس و کروم، اپلیکیشن موبایل و همچنین ربات تلگرام دیکشنری و مترجم طراحی کرده است که میتوانید از لینک های بالا دانلود کنید. دیکشنری آبادیس شامل بخش هایی نظیر دیکشنری به زبان های مختلف از جمله انگلیسی، فارسی، عربی و همچنین بیست دیکشنری تخصصی با تلفظ انگلیسی و آمریکایی، ترجمه مخفف و کلمات اختصاری، مترجم آنلاین متن، لغتنامه دهخدا، فرهنگ معین، فرهنگ فارسی عمید، فرهنگ مترادف ها و متضاد ها، معادل فارسی کلمه یا به شیوه درست تر برابر پارسی واژه، فرهنگ سره، عبارات مصوب فرهنگستان زبان و ادب فارسی، دانشنامه عمومی، دانشنامه اسلامی، دیکشنری نام ها، هم خانواده یاب، تصویر مرتبط با کلمه، معنی در حل جدول کلمات متقاطع و ... می باشد.

دیکشنری آنلاین کمبریج (Cambirdge Online Dictionary )

ادامه نوشته

واژه نامه و کاربرد آن

🟢واژه نامه چیست و کاربرد آن؟

الف) واژه­‌نامه ها منابعی اند که به ارائه اطلاعات در باب واژه‌ها، عبارات و اصطلاحات زبان می­پردازند.

ب)واژه‌­نامه کتابی است که به توضیح واژه های یک زبان، یا واژه­‌ها و اصطلاحات خاص یک رشته یا یک موضوع می‌پردازد.

پ) واژه‌­نامه به نوعی کتاب مرجع متشکل از تعدادا زیادی مدخل (شناسه) گفته می شود که معمولاً ترتیب الفبایی دارد و به یک یا چند زبان است، که در آن، به ازای یک مدخل، شرح مختصر یا واژگان معادل و اطلاعات متناسب با آن داده می‌شود. اگر موضوع فرهنگ یا واژه نامه زبان باشد، ان را فرهنگ زبان و اگر موضوع آن تخصصی باشد، آن را فرهنگ تخصصی می­نامند.

ت) واژه­‌نامه کتابی است که معانی لغات یک زبان در آن توضیح داده شده باشد. واژه ها به صورت الفبایی مرتب شده اند و معمولاً املا و تلفظ و معنای هر کلمه یاد شده است.

ث)     واژه­‌نامه­‌ها منابعی هستند که به ارائه اطلاعاتی در باب واژه­ها، عبارات و اصطلاحات زبان می­پردازند.

ج)واژه‌نامه های عمومی زبان یا لغت نامه ها،از نوع واژه نامه های عمومی و جامع اند که هیچ محدودیتی ندارند و به شرح کلمات و اصطلاحات زبان توجه دارند که شامل معنی ساده واژه یا اصطلاح،املای درست،تلفظ صحیح،هویت دستوری و بعضی مواقع همراه با تضاد ها و مترادف ها است.

🟤تفاوت واژه نامه با دایرة المعارف:تفاوت اصلی بین واژه­‌نامه و دایرةالمعارف این است که واژه­‌نامه، واژه‌­ها را توصیف می کند و دایرةالمعارف اطلاعات کلی درباره موضوع­ها را فراهم می­آورد.

🟣واژه نامه ها از دیدگاه های مختلف به شیوه های گوناگونی دسته بندی میشوند:

الف)از نظر گستره:۱.فرهنگ های مفصل ۲.فرهنگ های مختصر

ب)از نظر شمول:۱.فرهنگ های عمومی ۲.فرهنگ های اختصاصی

ج)از نظر سطح:۱.بزرگسالان ۲.کودکان

د)از نظر زبان:۱.یک زبانی ۲.دو یا چند زبانه

🟡انواع لغت نامه ها:

قواس_فرهنگ تحفة‌الاحباب_میرزا‌ابراهیم_جعفری_رشیدی_شعوری_عباسی_عمید_معین_سخن_دیکشنری آبادیس_دیکشنری آکسفورد_دیکشنری کمبریج_دیکشنری وبستر_دیکشنری لانگمن_دیکشنری ترنسلیت_دیکشنری تحلیل گران.

 

 

واژه نامه آکسفورد (Oxford Dictionary)

دیکشنری آکسفورد برای همه شناخته شده است و به طور گسترده توسط زبان آموزان و بومیان انگلیسی زبان استفاده می‌شود. این واژه نامه بر اساس ابعاد و عمق مطالبی که دارد متفاوت است و برای استفاده کردن از این کتاب باید آن را به خوبی بشناسید.

قبل از استفاده از دیکشنری حتما از راهنمای آن استفاده کنید. در این قسمت یکی از دیکشنری ها را برای شما توضیح می‌دهیم. 

               Oxford  Elementary Learner's Dictionary

سطح‌:از پایه تا سطوح کمی متوسط 

تقریبا می‌توان گفت این دیکشنری جزو واجبات  برای زبان آموزان مبتدی است. توضیحات خلاصه و راحت همراه با کلمات آسان و قابل فهم به زبان آموز کمک می‌کند تابه آسانی متوجه معنی کلمه بشود و آن را درک کند.

علاوه بر آن برای هر کلمه مثالی در قالب جمله آورده شده تا زبان آموز آن را بهتر یاد بگیرد و در خاطر نگه دارد. رو به روی هر کلمه علاوه بر فونوتیک که به درست خوانی کلمه کمک می‌کند نقش آن کلمه تیز مشخص شده است. 

ویژگی های این دیکشنری عبارتند از:

1.بررسی 19هزار کلمه و عبارت مهم و کاربردی. 

2.توضیح واژه بریتانیایی و آمریکایی با مثال و توضیحات ساده. 

3.دارای مترادف و متضاد که به یادگیری بیشتر لغات کمک میکند. 

4.همراه با تصویر و عکس برای توضیح لغات مشکل تر. 

5.در خصوص املا، گرامر و تلفظ با هدف اجتناب از اشتباه طراحی شده‌اند. 

6.جدول های مخصوص نحوه ی تلفظ واژگان را یاد می دهد. 

 

خوش آمد گویی

دانشجویان گرامی
سلام
خیر مقدم به شما همکلاسان گرامی
همانطور که در عنوان و توضیح این وبلاگ ملاحظه می کنید، این وبلاگ به هدف ثبت تجارب و باز اندیشی آموخته های دانشجویان ورودی 99 در زمینه سواد اطلاعاتی فراهم شده است.
لطفا در ارسال مطالب و نوشته های خود موارد زیر را رعایت کنید:
1- هر چیزی که ارسال می کنید باید مرتبط با درس باشد.
2- علاوه بر مطالبی که حاصل فکر و تجربه خودتان است، هر مطلبی که از سایت یا کتاب یا مقاله دیگری نقل می کنید را استناد دهید. برای چگونگی استناد دادن به منابع مختلف بسته به نیاز خود در اینترنت جستجو کنید و یادبگیرید.
3- کارهایی که در این وبلاگ ثبت می کنید، بخشی از نمره مستمر ارزشیابی شما را شامل می شود. به همین دلیل منظم باشید، و حداقل هر هفته یک مطلب بنویسید.

4- می توانید در بخش نظر درباره نوشته های همدیگر، نظر و پیشنهاد خود را بنویسید.
5- در نوشتن هر مطلب مسائل اخلاقی را رعایت کنید.

احداث وبلاگ

ادامه نوشته